|
الهي عقل گويد الحذر الحذر و عشق گويد العجل العجل.آن گويد دور باش و اين گويد زود باش ...
الهي اگر چه درويشم و لي دارا تر از من كيست كه تو تمام دارايي مني
الهي در ذات خود متحيرم تا چه رسد در ذات تو
الهي به لطفت دنيا را از من گرفته اي به كرمت آخرتم را هم از من بگير
الهي روزم را چون شبم روحاني گردان و شبم را چون روز نوراني
الهي همه از گناه تو به مي كنند و تو مرا از خودم توبه ده
الهي انگشتر سليماني ام دادي ،انگشت سليماني ام ده
الهي اگر ستار العيوب نبود ما از رسوايي چه مي كرديم
الهي ذوق منا جات كجا و شوق كرامات كجا؟ا
لهي هر چه بيشتر دانستم نادانتر شدم ،بر ناداني ام بيفزاي
الهي دل داده معنا را از لفظ چه خبر و شيفته مسما را از اسم چه خبر ؟
الهي كلمات و كلامت اينگونه دل نشينند ،خودت چگونه اي ؟
الهي چون تو ناظري چه جويم و جون تو حاضري چه گويم ؟
الهي چگونه گويم نشناختمت كه شنا ختمت و چگونه گويم شناختمت كه نشناختمت ؟
اهي همه از تو دوا خواهند و من از وت درد .
الهي ما را ياراي ديدن خورشيد نيست ،دم از ديدار خورشيد آفرين چگونه بزنيم ؟؟؟
الهي همه آرامش خواهند و من بي تابي همه سامان خواهند و من بس ساماني
الهي از نماز و روزه ام تو به كرده ام ،به حق اهل نماز و روزه ات تو به اين نا اهل را بپذير .
الهي به فضلت سينه بي كينه ام دادي ،به جودت شرح صدرم اعطا بفرما
الهي به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده.
الهي راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوار تر .
الهي چگونه خاموش باشم كه دل در خروش است و چگونه سخن گويم كه خرد ود هوش و بي هوش است .
الهي ما همه بيچاره ايم تو تنها چاره اي و ما همه هيچيم و تو تنها همه كاره اي
الهي هر كه شادي بخواهد مرا اندوه پيوسته دهو دل شكسته ده كه فرموده اي:انا عند المنكسره قلوبهم.
الهي دل بي حضور چشم بي نو ر است،اين دنيا را نمي بيند و آن عقبا را .
الهي نور برهانم دادي و نار وجدانم هم بده
الهي آن كه در نماز جواب سلام نمي شنود ،هنوز نماز گذار نشده .ما را با نماز گذاران بدار .
الهي مراجعت از مهاجرت به سويت ،تعرب بعداز هجرت است و تويي كه نگهدار دلهايي
الهي همه در راه خود استوارند .مرا در راه خود استوار دار .
|