تبليغاتX
خدایا با توام حواست کجاست؟
جزييات چشم هاي تو كليات زندگي من است...
 

(فقط باید تا آخر بخونی)        

۱- محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم

۲- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو

۳- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم

۴- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و

۵- این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید

۶- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم كه

۷- شریك زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار كوتاه بود اما

۸- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و

۹- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم

۱۰- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچكس نمیتواند تحمل كند و با این
وضع

۱۱- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را

۱۲- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم

۱۳- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان كه

۱۴- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش

۱۵- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت كننده است اگر

۱۶- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم كه

۱۷- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش

۱۸- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت كه دارای كمترین

۱۹- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه

۲۰- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه

۲۱- تو را دوست داشته باشم و شریك زندگی تو باشم 

در آخر اگر میخوای میزان علاقه مندیم  به تو رو بدونی از گزینه ها  بالا فقط شماره های فرد رو بخون

 با ساس از باران عزیز

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/12/16  |
  مجموعه شعر بلوچستان چشم های تو
 

 به قلم :  محمد یاسین جلالزهی نیا

 ناشر : انتشارات آوای اسلام . چاپ دوم .قم . موسسه بوستان کتاب . تابستان ۹۰

  تلفن مستقیم مولف .جهت هر گونه نقطه نظرات ۰۹۳۵۷۹۵۶۰۵۸ 

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/05/27  |
 

دلم گرفته خوب من-بلوچستان چشم های تو

نوشته محمد یاسین جلالزهی نیا

 

بگـو قلبـت   برای  تـو بهانه  دست  و پا کند

بـه آن غـرور  کـاذبش ، دوبـاره اقـتدا  کند

 بـگو چگـونه  می شـود  جدا شد از گلایه ها

چگـونه مـی شـود دلم دوباره  در تو جا کند

 بـرای ایـنگه حـس  شـوم  دوباره در نگاه تو  

برای اینکه عشق و باورت دوبـاره ، باورم کند

به  قلب عاشقت بگو ، بگو  که  چون  همیـشه ها

دوباره عشـق تـازه ای در  دل  مـن  رسوا کـند

 دلـم گرفـته  خوب مـن ، گرفته  چون صدای تو

بـگو خـدا  کنـد خـدا  بـه وعـده اش  وفا کند

 بگـو کـه مـن بدون تـو ، بـه انتـها رسـیده ام

بگـو  مـرا   و  عـشق  را   دوبـاره  آشـنا  کـند

بگـو قلـبت  بـرای  تـو بـهانه دسـت وپـا کند

بـه آن غـرور کـاذبـش ، دوبـاره اقـتدا کـنـد

 

 

شکستم حرمت توبه

 

 در ایـن زنـدان تنـهایی مـرا آسـان رهـا کـردی

زخود رنجاندی و رفتی ،تو خطا کردی و گناه کردی

 مرا اینـجا رهـا کردی ، تـو رفتی تا کـه باز گردی

مـن اینجا مانده ام تنـها  تو مـرگم  را دعـا کردی

بـرای هـر نـفر روزی سـرودی شعـر  غـمگیـنی

مـرا امـا ز دیـوانـت بـه بـی رحـمی جدا  کردی  

ز شـوق عشـق تـو هر شب  شکستم  حرمت توبه

خودت  رفتی  نمی دانی که با این دل  چه ها کردی

تمام و روز و شب یاسین ، در این فکرو خیال توست

 مرا در خود چـرا کشـتی ، چنـین با من چرا کردی

نـدیـدی کـه همـه مردم مـرا دیـوانـه نـامیـدند

از آن روزی  کـه مشـتم را تـو بی  رحمانه وا کردی

تـو تنـها نـاجی عشـقی ،  بـرای قـلب  تـنهایـم

نمـی دانـی کـه تو این  دل را پر از درد و بلا کردی

نشـستم مـن کنـار تـو و  بـوسیـدم دو پـای تـو

تـو  امـا  در  کنـار  مـن  رقیـبم  را صـدا  کـردی

بـرو هـر جا  که می خواهی ،  نمی خواهی مرا  دیگر

ولـی می آیـم آن روزی  کـه  نامـم را  صـدا کردی

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/01/16  |
 ای عشق با تو ام..

ای عشق با تو ام.. 

 

 

برگرفته از کتاب بلوچستان چشم های تو  -به قلم محمد یاسین جلالزهی نیا

انـدازه ء  خـدا به خود خدا که  می شناسمت

طعنه بر  عشق نزن تو ،  بیا که   می شناسمت

هـر ثانیه بیشتر به ظریح تو نزدیک  می شوم

خـود را  نشانده ام در تو بیا که می شناسمت

تو اولـین و آخـرین حضور عشـق کنار منی

تو را به جان من قسم بـیا کـه  می شناسمت

ای عشـق بـا توام بی  من  تو به کجا می روی

سیاهه بی تو روز و شبم ، بیا که می شناسمت

گل های رازقـی  بـه عشق تـو سبز  می رویند

تـو را به  رازقـی ها  قسم بیا که  می شناسمت

من هر نفس بیشتر به خیال تو نزدیک می شوم

تـو در  من  جاری شده ای بیا که می شناسمت

راز قلـب خسـته مـرا چشم تو خوب  می داند 

این هم یک اعتراف سخت ، بیاکه می شناسمت

 این قلب تا قیامت به عشق تو  سخت  می زند

تمام آشفتگی ها  فدای تو بیا که می شنا سمت

فقـط یـک غـزل بـرای تو  سوگند  خورده ام

چرا باور نمی کنی تو ؟ بخـدا که می شنا سمت

                                                                                   

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/01/15  |
 تو می خندی خواست نیست

 

تو می خندی، حواست نیست، من آروم می میرم

تو می رقصی و من، عاشق شدن رو یاد می گیرم

چه جذابی، چه گیرایی

چه بی منطق به چشمات می شه عادت کرد

توی دستای تو باید به سیگارم حسادت کرد

منو پوک می زنی آروم، خرابم می کنی از سر

رژ لب روی ته سیگار، تن من زیر خاکستر

تنم می لرزه و می ری، حواست نیست

هوامو کام می گیری، حواست نیست

حواسم هست و می میرم، حواست نیست

کنارت اوج می گیرم، حواست نیست

تو می خندی، حواست نیست

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/11/05  |
 بدون شرح

سلام دوستان .... با اينكه  بيست و چهار ساعته از نعمتاينترنت برخوردارم اما هر بار كه ميام  به روز بشم نمي دونم چرا نمي تونم چيزي بنويسم . دچار سكوت شعري شديدي شده ام .  دوستاني كه شعر مي گند مي دونند سكوت شعري چه دردي داره ..   كاش شعرام مخاطبي داشت ...


|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/10/12  |
 کلام خدا

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞گیتارچابهار۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
۞ * * * * * * * * * * * * * * * * *- * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ۞
۞ * * * * * * * * * * * * * * * * *- * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ۞
۞ *بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ/وَالْفَجْرِ/وَلَيَالٍ عَشْرٍ/وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ/وَاللَّيْلِ اِذَا يَسْرِ/هَلْ فِي ۞
۞ *ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ/أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ/إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ/الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا ۞
۞ *.فِي الْبِلَادِ/وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ/وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ/الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ* ۞
۞ *فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ/فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ/إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ/فَأَمَّا الْإِنسَانُ* ۞
۞ *.إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ/وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ * ۞
۞ *فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ/كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ/وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ/وَتَأْكُلُونَ ۞
۞ *.التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا/وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا/كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا/وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ ۞
۞ *صَفًّا صَفًّا/وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى/يَقُولُ يَا لَيْتَنِي * ۞
۞ قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي/فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ/وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ/يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ۞
۞ . * * * *ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً/فَادْخُلِي فِي عِبَادِي/وَادْخُلِي جَنَّتِي * * * * ۞
۞ * * * * * * * * * * * * * * * * *- * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ۞
۞ * * * * * * * * * * * * * * * * *- * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ۞
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞گیتارچابهار۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/06/20  |
 مجموعه خدای خوب پروانه چاپ اول

 اینم چاپ اول کتاب و مجموعه شعر خدای خوب پروانه به قلم محمد یاسین جلالزهی نیا

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/05/28  |
 تقدیم به همه آنچه که در وجود شماست
 

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/05/28  |
 مجموعه شعر خدای خوب پروانه
 

 به قلم محمد یاسن جلالزهی نیا 

ناشر انتشارات تفتان - چاپ سوم - انتشارات و موسسه بوستان کتاب  - قم

شماره تماس با نویسنده کتاب جهت  ارائه نقطه نظرات و انتقادات و پیشنهادات شما دوستان

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/05/27  |
 اینم یه مطلب زیبا بر گرفته از وبلاگ عشق فقط عشق به خدا نوشته محمد

آیا می‌دانید با هوش‌ترین زن دنیا ۵ فوق‌لیسانس دارد و ضریب هوشی او ۲۰۰ است و دنبال کار است.
- آیا می‌دانید اولین فردی که در اروپا اقامت گرفت یک زن ایرانی بود و بعد مسأله اقامت خارجی‌ها مطرح شد.
- آیا می‌دانید ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر جامعه هستند حتی ثروتمندتر از ملکه الیزابت.
- آیا می‌دانید ایرانیان در آمریکا فرهیخته‌ترین افراد جامعه امریکا هستند.
- آیا می‌دانید رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی است.
- آیا می‌دانید حدود ۲۵۰ ایرانی در ناسا محقق داریم.
- آیا می‌دانید کورش کبیر بر جهان حکومت می‌کرد و به نوعی قدرت جهان در دست ایران بود.
- آیا می‌دانید سال ۲۰۰۱ در فرانسه سال ایران نام داشت.
- آیا می‌دانید اگر ۳ قاره آسیا و امریکا و آفریقا را به هم وصل کنیم ایران در مرکز جهان است.
- آیا می‌دانید فرشته‌ها با سرعت نور حرکت می‌کنند و زمان بر آن‌ها کند می‌شود.
- آیا می‌دانید انسان در سال ۳۰۰۰ قد متوسط ۲ متر و ۱۲۰ سال عمر و پوست قهوه‌ای خواهد داشت.
- آیا می‌دانید وزن ۱ قاشق چایخوری از سیاه چاله‌ها ۲ میلیارد تن است؛ بله ۲ میلیارد تن.
- آیا می‌دانید یک سیاهچاله در کهکشان راه شیری است که هر ثانیه ۱۰۰۰ بار دور خود می‌چرخد.
- آیا می‌دانید ضریب هوشی انسان‌های معمولی بین ۸۵ تا ۱۰۵ است.
- آیا می‌دانید هر تار موی انسان می‌تواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند.
- آیا می‌دانید بلندترین موی سر دنیا ۶ متر است.
- آیا می‌دانید چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگاپیکسل است.
- آیا می‌دانید سریع‌ترین عنکبوت دنیا دارای سرعت Km 16 در ساعت است که در افریقاست.
- آیا می‌دانید یک انسان نهایتاً می‌تواند با سرعت Km 35 در ساعت بدود.
- آیا می‌دانید نوعی عنکبوت می‌تواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند.
- آیا می‌دانید طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ – 400 نانومتر است.
- آیا می‌دانید خورشید کوچک‌ترین ستاره دنیا است.
- آیا می‌دانید وقتی به خورشید نگاه می‌کنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده می‌کنید.
- آیا می‌دانید زمین در آغاز پیدایش خود ۲۰۰۰ بار بزرگ‌تر از حجم کنونی خود را داشته است.- آیا می‌دانید مساحت سوراخ اوزون ۳۴ میلیون کیلومتر مربع یا به اندازه آمریکای شمالی است.
- آیا می‌دانید سالانه ۳,۱ میلیون مترمکعب چوب صرف چوب‌های غذاخوری در چین می‌شود.
- آیا می‌دانید ماموت‌ها که ۱۰ هزار سال پیش منقرض شدند تا ۶ سالگی شیر مادرشان را می‌خوردند.
- آیا می‌دانید جوانان هندی شادترین و جوانان ژاپنی افسرده‌ترین‌های جهانند.
- آیا می‌دانید مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن می‌گویند.
- آیا می‌دانید عمر مفید انسان‌ها در کف دستشان نوشته شده است، نگاه کنید. ۶۳ = ۱۸ – ۸۱
- آیا می‌دانید مسن‌ترین انسان دنیا با ۱۴۲ سال سن الان در ایران زندگی می‌کند.
- آیا می‌دانید به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه ۵ جهان است و تا چند سال دیگر البته ۱ خواهد شد.
- آیا می‌دانید گران‌ترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است.
- آیا می‌دانید گران‌ترین سینمای خانگی ۲۱۰ میلیون تومان است.
- آیا می‌دانید گران‌ترین بلندگوی جهان ۲۱۰ میلیون تومان قیمت دارد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/01/16  |
 من اینجا غصه ها دارم

 

من اینجا غصه ها دارم

 

 مجموعه شعر بوچستان ِ چشم های تو -به قلم محمد یاسین جلالزهی نیا

 

سـلام ای عشق  رویـاهام ،  مـنم  آن عاشق  تنـها

کـه مـی گـردد بـه دنبالت ، بـرای  دیدنت   هر جا

 

شبی بارانی و تلخ است ، هـوا سرد  است و  طوفانی

بـه تـو گفـتم کـه دلـگیرم ولـی رفتی بـه  آسانی

 

نشـستم زیر بـاران من ، نـه سردم  شد  نه لرزیدم

تـو دل بـر مـن نمـی بستی ، چـرا این را نفهمیدم

 

کـجایی تـو  بـدون  من دل  مـن بـی تو تب کرده

تو  رفتی  و دلم  تنهاست ، همین جا پشت این پرده

 

تـو رفـتی و کـنار مـن ،  فقـط گلدان خالی  ماند

و عشق یک نـفر تنـها، همین جا این حوالی  ماند

 

تـو رفـتی بـی خبـر امـا ، تـمام دنـیا  فـهمیده

تـو رفـتی و لـبم بـی تـو ، دگـر هرگز  نخندیده

 

تـو رفـتی و گـل قـالی  ، کنـار گـریـه ام  پژمرد

و حـتی پنـجره بـا مـن بـرایت قصه ها می خورد

 

تـو رفـتی و خانه خالی شد ، ولی من ماندم و دیوار

تـو رفـتی و سـکوت مـن ، همیشه می شود تکرار

 

تو خوش باش و  غریبی را ببر از  خاطرت  آنجا

نخور غصه که تنهایم ، که می میرم  منم  اینجا

 

من  اینجا غصه ها  دارم ،  ولی  با یاد تو  شادم

و بغض  و گریه ام را هم ،  به باد و خاطره  دادم

 

صدای تـو نمی پیـچید ،  درون قلب  من دیگر

نگـو عـشق مـرا هـرگـز نکـردی نازنین باور

 

گـناه مـن نـبود آخـر ،دل من بی تو می گیرد

و حـتی لـحظه مرگش ، فقط به یاد تومی میرد

  

یادش به خیر

 

 

خانه ای در قلب جنگل داشتیم ، یادش  به خیر

در حیاطش عاطفه می کاشتیم ، یادش  به  خیر

از کنارش  رودی از  عشق و محبت می گذشت

عالمی  بـا سبزه  و  گل  داشتیم  یادش به خیر

بید مجنون در کنارش چون ستون ایستاده بود

اسوه از صبر و تحمل داشتیم ما ، یاد ش به خیر

از در و دیـوار  سخـت و   نـرده هـای  چوبیش

لـوح مهر  و  دوستی  انگاشتیم  یادش  به  خیر

یـاد بـاد آن  خـاطرات سبـز در  بـرگ  سپید

خانه ای در قلب جنگل داشتیم ،  یادش به  خیر

خانه ای در  قلب  جنگل  داشتیم  یادش به خیر

در حیاطـش عاطـفه می کاشتیم ،یادش به خیر

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/01/16  |
 از این شهر می روم - عاشقی با گل یاس

 

از این شهر می روم

کتاب و مجموعه شعر بلوچستان چشم های تو -به قلم محمد یاسین جلالزهی نیا

 

امشب   می گذرم از چشم تو از این شهر  می روم

با    هر چه که دارم و ندارم   از  این  شهر  می روم

کوله  بار  بی  کسی و  چشمه  سار  چشم هایم   را

روی طاق چشم تو گذاشتم و از این شهر   می روم

درد  من  درد  بی  کسی  های  خودم  بود  و    بس

بی کسی ام بر دوش میگیرم و از این شهر می روم

بیت های  این  شـعر همـزاد تنـهایی  های  منند

مـن امشـب با  ایل  و  تبـارم از این شهر می روم

ایـن شـعر با  تمام  شعر های  جهان فرق می کند

شعر چشم های تو را نوشتم و از این شهر می روم

غرور چشم تو عاقبت غرور چشم مرا هم شکست

دست غرور خویش می گیرم و از این شهر می روم

با این همه  بی  کسی  و در به  دری  و  بی تو بودن

من بـا ایـن که ساز گارم  اما  از این شهر می روم

تمام هـستی مـن دو چشـم سیـاه تو بود  و بس

بی تو اینجا جای من نیست  از این  شهر  می روم

این  شـعر  و  ایـن بیـت و این ردیف  خسته  ام را

بعـد خدا  به  تو  می سپـارم و از این  شهر می روم

من باشـم یـا نبـاشم فـرقی بـرای تـو  نمـی کند

هـمسفر تمـام شعر هایم ، من از این شهر  می روم

به آخـر   رسیـدم  و حـرفـی بـرای گفـتن نیست

همین  امشب  ،  همین  امشب ،  از این شهر می روم

همین  امشب  از  شهر  چشم  تو  کوچ  خواهم  کرد

این شهر ایستگاه درد است من از این شهر می روم

  

 

عاشقی با گل یاس

 

 

تمام گلایه های تو غزل بود و بی خبر  می خواندم

حصار گریه ها شدم و با دو دیده ء تر  می خواندم

تصـویـر چشـم تـو در بـیت  بـیت  آن  ها  بود

شـاه بیـت غزلت را هر شب  مستمر  می خواندم

تمام گـلایـه هـای تـو غزل بود و همه  فهمیدند

همه اش درد جگر بود و از سوز جگر  می خواندم

به یاد خنـده ای  ا ز  تو  تمام  شهر ر ا می گشتم

به امیدی که می آیی نامه ات را سحر می خواندم

تو ابـتدای جـاده ء  عشقی  و من  هم آخر جاده

کاش زودتر می آمدی و تو را هم سفر می خواندم

با تـو انـگار پاییـز بهـار بـود و زمسـتان بـهار

مـن تـو را فـقط برای خود یک سر  می خواندم

هر شـب مـی روم سـر قرار عاشـقی با گل یاس

ختم کلام ، قصـه مختـصر بـود و مـن خـواندم

 

سخن شاعر : این دو اثری که در این پست قرار دادم از کتاب آخرم بلوچستان چشم های تو  بر گرفته شده که دوس دارم شما دوستان عزیز حتما مورد نقد خودتون قرارشون بدین چون احساس می کنم مانند آثار دیگرم نیازمند نقد دلسوزانه شما خوبان باشد.درود

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/01/16  |
 با که بگویم
  

با که بگویم -

به قلم محمد یاسین جلالزهی نیا - کتاب سجده بر خرافات

 

نمی دانم  غم و غصه این عشق را  با که  بگویم

این همه درد و رنج و بی کسی را  با  که  بگویم

 خستـه ام  از  فـکر  ایـن  همـه  بـی  کسـی

شـرح ایـن قلـب خستـه  را بـا   کـه  بگویم

شب هـا با چشمـی گـریان و دلـی پر از خون

تـا صبـح  بیـدار  بودنـم را بـا کـه  بگـویـم

کمـر زیـر بـار  ایـن  جـدایـی هـا خم  شد

داستان این همه رنج و سختی را با که  بگویم

 دست هایم لرزان و چشم هایم خیس و گریان

راز ایـن دست ها و چشم گریان با  که بگویم

نیست  هـمدردی  و  هـمرازی  بـا  دل  مـن

درد  دل  این  خونـین جـگر را بـا که بگویم

نمی دانم  غم و غصه این عشق را با که بگویم

این همه درد و رنج و بی کسی را با که  بگویم

 

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/01/16  |
  آمد و رفت

 

آمد  و رفت

به قلم محمد یاسین جلالزهی نیا-برگرفته از کتاب بلوچستان چشم های تو

 

آمـد  و  آتش بـه  جانم کرد  و رفـت

بـا نگـاهش  امتـحانم  کـرد و رفـت

آمـد و بنـشست و آشـوبی بـه پــا

در مـیان   دود مـانم  کـرد  و  رفـت

آمد و با عشق شروع کرد و شد نهـان

نـام خـود ورد  زبـانم  کـرد و رفـت

آمـد  و چـون  آتشـی در  مـن  نهاد 

سـر  بـه  روی  آسـمانـم کرد و رفت

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/01/16  |
 بخت من

بخت من

 مجموعه شعر خدایا با توما حواست کجاست به قلم محمد یاسین جلالزهی نیا

چند وقتیـست کـه از  دسـت خودم من سیرم

 می تـوان گـفت که من  از تـو کــمی دلـگـیرم

 خسته ام  فکر و خیالم همه  آشفته  توست

بـه خـدا آخـــرش از دســت تـو مـن مـی مـیرم

منـم و شــعر و خـیــال و غـم و تنـهایی وشب

بی خیــالـم و  فـــقط فـــال تــو را  مــی گیرم

بخت من بسته شده هیچ  خیالی هم  نیست

مــــنـم  انــگار کــتــک خـــورده ء  ایـن  تـقـدیرم

بـر  سـرم داد نـزن ، مـی رم از پــیـش تــو  مــن

ولــــی ای کــــاش  بــــدانـی کــه بـی  تقـصیرم

تـو اگـر خسته ای از مـــن  بــــخدا غـــصه نخور

تـو بـخواه مـرگ مـرا  زود   خـــودم مــــی میــرم

 

|+| نوشته شده توسط محمد یاسین جلالزهی نیا(سوشیات) در 90/01/15  |
 
 
بالا